علم تو دستاشه
امیر کرمانشاهیپسندیدن16
بازدید7.6K
عَلَم توو دستاشه و حسین نگاش میکُنه)۲ علی داره از نجف ،با فاطمه دعاش میکنه خدا به همرات ،علَم رو دوشِت ،بازو بندِ حیدر به بازوت زَهرِهی دشمن میریزه هربار گره میاوفته تا به ابروت (ابرو گِره بزن ابالفظل ،بزار هیبتِ حیدر و ببینن ،بکوب علَم به رویِ خاک علمدار ،بزار ساقیِ لشکر و ببینن)۲ (میرِ لشکر ،یا ابالفضل ای دلاور ،یا اباالفضل)۲ (ماهِ خیمه ،یا ابالفضل پورِ حیدر ،یا ابالفضل)۲ علَم که برداره لشکر و به هم میزنه ببین که با طَم طَراق جلو حرم قدم میزنه عجب شُکوهی ،عجب جلالی ،چه فرماندهای داره لشکر خیالِ زینب آسوده باشه تا وقتی باشه این دلاور امنیتِ حرم همیشه ،به یک نگاهشه که برقراره غضب که میکنه ،میبینه دشمن چجور با عجله پا به فراره (ابرو گِره بزن ابالفظل ،بزار هیبتِ حیدر و ببینن ،بکوب علَم به رویِ خاک علمدار ،بزار ساقیِ لشکر و ببینن)۲ (میرِ لشکر ،یا ابالفضل ای دلاور ،یا اباالفضل)۲ ماهِ خیمه ،یا ابالفضل پورِ حیدر ،یا ابالفضل گرفتارم ،گرفتارم ابالفضل گِره افتاده در کارَم ابالفضل دعایی کن دوباره چند وقتیست هوایِ کربلا دارم ابالفضل