علم به دوشی
حسن عطاییپسندیدن9
بازدید5.3K
علم به دوشی پای تو واسه سکینه رکابه خنده هات وقتی به خیمه میتابه دلیل این دلِ قرص ربابه علم به دوشی وقتی دیدن تو رو بچهی حیدر حریف تو نشد این همه لشکر شدن یکی یکی پیش تو بی سر ساقی به علی رفته غرورت چشاته مرکز زورت ساقی ساقی ساقی ساقی وقتی گره گشایی هست باب دستت ارباب حسین علم رو داده به دستت تو خیمه ها اگه رقیه نوازی تو معرکه مثل شیری و میتازی اباالفضل... بگیر علم رو، چقدر میاد به تو پرچم ارباب دل به تو بسته یه عالمه ارباب با تو میره تمومه غم ارباب بگیر علم رو، میبنده دستمال زردت و زینب به سینه میزنه دردتو زینب داره میبینه نبردتو زینب ساقی زوره علیه تو بازوت خطریه خم ابروت ساقی ساقی ساقی ساقی ابروی تو اگه تیغ ذوالفقاره باید هم از چشاشون وحشت بباره تو علقمه به یاد آوردی ربابو تشنه گذاشتی آقا لب های آبو اباالفضل... دل دل سواری تعریف رزمتو دنیا شنیده هر کی که از تو یه ضربه چشیده ناخودآگاه یه دفعه هو کشیده دل دل سواری علم همیشه رو دست تو بالاست رفته به تو زور و بازوی عباس قوت قلب تو حضرت زهراست حیدر منو گرفته طلسمت خمارم از مِیه اسمت حیدر حیدر حیدر حیدر من شاهدم که دیده قلب هدف رو هر کس که سجده کرد ایوون نجف رو حق با توِئه اگه پس من حق پرستم دل را به خوشه انگور تو بستم یا حیدر یا حیدر