عطر خوش سجادهام برخاست ناگاه
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن0
بازدید200+
عطر خوش سجادهام برخاست ناگاه زیباترین ماه خداوند آمد از راه این بنده ی عاصی سر بارَت رسیده یا ایها الرحمن گرفتارت رسیده دیدم بغل وا کرده ای سویت دویدم با کوله باری از گناهانم رسیدم بال و پرم از محبس نفسم رها شد لطف دوباره شامل حال گدا شد وقتی زمین خوردم تو دستم را گرفتی سی شب برایم کنج مسجد جا گرفتی شکر خدا از باده ی عشق تو مستم با گریه کن های مناجاتت نشستم مسجد به مسجد از تو گفتیم و شنیدیم ما وصل را در آتش عشق تو دیدیم آرام خواهد کرد ذکرت قلب ها را یاد شهیدان زنده خواهد کرد ما را دشمن بداند ترس از مردن نداریم آخه ما پای قرآن تو سر را می گذاریم غیر از همین شیطان صفت ها دشمنت نیست شعله حریف آیه های روشنت نیست ابلیس ها گرچه در عالم بی شمارند از خشت خشت این مساجد ترس دارند تا که نفس باقی است مرد این نبردیم نسل خلیلیم و به بت ها حمله کردیم مثل شهیدان پای دین باید فدا شد فرش حریم خانه هایت جسم ما شد تجدید میثاق است خود را می رسانیم این عشق را مسجد به مسجد می کشانیم در گوش عاشق های حیدر حمد زهراست این شیعه خانه کشور فرزند زهراست در معرکه سرباز شیعه بی هدف نیست مولای ما غیر شهنشاه نجف نیست علی جان رودیم و ما را می کشانی سمت دریا درهم بخر ما را خدایا جان مولا با اینکه در این ماه قدری نیمه جانیم این روزه داری را به روضه می رسانیم لب تشنگان جام صهبای حسینیم هنگام مغرب یاد لب های حسینیم این تشنه را با نیزه ای از حال بردند ارباب ما را تا ته گودال بردند ناله اش در دل کوفی اثری داشت؟ نداشت