عصرر روز دهم کربلا قیامته
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن6
بازدید1.7K
(عصر روز دهم کربلا قیامته گوشه گوشهی مقتل پر از مصیبته) 2 من و گریه و ناحیه و عبارتِ الَّذی سَمِحَت نَفسِهِ بِمُهجَةِ آرومت نذاشتن، تو مقتل یه لحظه شمشیر جای شمشیر، نیزه جای نیزه وا حمزتا، وا جعفرا تشنه تو رو کشتن چرا؟ هذا حسینٌ بِالعَرا زنده بودی و غارت شدن مخدرات زنده بودی و آتیش زدن به خیمههات زنده بودی و اسبا رد شدن از تنت السَّلامُ عَلَی الاَعضاء المُقَطَعات گفتن به عیالت، حرفای زننده میسوزن تو خیمه، زنها زنده زنده ای کشتهی دور از وطن عریان بدن ای بی کفن مونده تنت بی پیرُهن (بمیرم نگران رباب و زینبی) 2 بمیرم که تو عریان و نامرتبی بمیرم که یه شب تو تنور خولی و بمیرم که یه شب بین دِیر راهبی پای این روایت، اشکای لُهوفه میبردن سرت رو، با خورجین به کوفه (رو نیزهها رفته سرت) 2 خون میچکه از حنجرت غارت شده انگشترت حسین، حسین...