عصا را از پدر برگیر و عزم نیل کن اینک
حاج محمود کریمیپسندیدن27
بازدید1.4K
عصا را از پدر برگیر و عزم نیل کن اینک تقاص خون او را مرگ اسرائیل کن اینک ولیّ دم! به نام حق، ولیّامر ما گشتی پدر را مجتبی بودی؛ ما را مقتدا گشتی بسوزان آن خدعه را؛ مایوسکن خصم حرامی را به لبخندی ببر از جان میهن، تلخکامی را بخوان «خُذها بقُوّه»؛ این علم بردار؛ بسم الله علم بردار و در این ره، قدم بگذار؛ بسم الله خوشا بیعت میان معرکه در اوج رزم ما شب قدری که بیعتنامه با خون میشود امضاء همه در بیعت عشقیم و همعهد تو در این راه اگر خون است، بسمالله؛ اگر جان است، بسمالله بخوان با لحن شیرین پدر «انا فتحنا» را به رغم فتنهها، آرامکن امواج دریا را بیا و امتت را گرم در آغوش گیر اینک ردای رهبری را چون پدر بر دوش گیر اینک بگو از ساحل امنی که در پیشاست؛ ایران را شجاعت بخش با فریاد سرخت، قوم سلمان را بخوان از «وحده و وحده»؛ بخوان از «أنجز وعده» تبر برگیر و بت بشکن؛ به شور لا شریک له بخوان در گوش کفرستان عالم از خدا از نو زمین از ظلم پر شد؛ تازهکن عهد وفا از نو جهان سرمست عطر یار شد؛ بنگر نشانی را علمداری کن ایجان؛ لشکر صاحبزمانی را