عشق رضا سرنوشت من
سید جواد ذاکرپسندیدن4
بازدید100+
عشق رضا سرنوشت من حرمش نه صحنش نه، خونه غلامش بهشت من عرش برین خدای ما حرم رضا کربلای ما رضا دل و دل و دل و دلبر من رضا می و می و می و ساغر من عشق رضا سرنوشت من خونه غلامش بهشت من کعبه جان گنبد طلا قبله دل ایوون طلا روز و شب ها پیاده رفتم تا که به مشهد رسیدم یک نظر گنبد طلای رضا رو مشتاقانه دیدم چی بگم من که یک تماشا با دل و جان من چه کرد آتش اندر خانه ی دل زد با سر و سامان من چه کرد اومدم تا صحن و سرای پر از صفا در صفا دیدم به خدای رضا قسم من هر چه که دیدم رضا دیدم مرد و زن حلقه حلقه با هم نشسته و دل خسته بودن دل خود را به حلقه ی زلف امامم بسته بودن تا که هستم محو رضا خراب و مست پیمونشم آقا عاشق کاسه های زرین و کوچک سقاخونشم اگه با چشم دل ببینی ساقی و سقاخونه رضاست اگه یک جرعه می بنوشی تا به ابد دیونه شوی تا ابد دیوونه ی صحن و ساقی و سقاخونه شوی رضا دل و دل و دل و دلبر من رضا می و می و می و ساغر من زاهدا صحن رضا هی ز بهشت دم میزنی تو بهشت خدا نشستی حرف جهنم میزنی