عَجز اگر آید به دیدارَم جوابَش میکنم
سید امیر حسینیپسندیدن11
بازدید600+
عَجز اگر آید به دیدارَم جوابَش میکنم کاخ اگر کوهِ اُحُد باشد خرابَش میکنم پرده هایِ قصر افتاد از طنینِ نالهام من رُقَیِّهام، کُفر اگر در پرده باشد بینِقابَش میکنم مَدحِ بابِ عِلمِ طاها گرچه اینجا باب نیست در میانِ شامیان امروز بابَش میکنم دارم از بابا بزرگِ خویش ارثِ روشنی در شُعاعَم ذَرّه باشد آفتابَش میکنم از خدایَم اِذن دارم زیرِ سقفِ گنبدَم هر دعایی را بخواهم مُستجابَش میکنم (آنکه حتّی یک اَلَنگو در ضریح انداخته)۲ با خدا در روزِ محشَر بیحسابَش میکنم (سفرهدارِ روضهی بابا منَم،)۲با دستِ خویش گندمی گر نذر گردد آسیابَش میکنم زنده باشم بعد از این ای عَمِّه جان گهوارهای عاقبَت میسازَم و نذرِ رُبابَش میکنم