عبدالله بن الحسنم
حاج محمدرضا بذریپسندیدن13
بازدید3.2K
عبدالله ابن الحسنم آنکه راه صد ساله را در یک شب طی کرده منم آنکه بابایش در جمل ناقه را پی کرده منم (منم عبدالله ابن الحسنم) من مرد میدان من تیغ برّان من شیر غران منم سیف الحسن در وقت جولان من پیام حسنم، من کلام حسنم ذوالفقار دودمِ در نیام حسنم من حسینی شدهی دست امام حسنم (عبدالله ابن الحسنم) آنکه یا خون بر تیغ کفر قهرمان خواهد شد منم آنکه جدش شد یک تنه پهلوان اُحد منم منم عبدالله ابن الحسنم من دست قهار پیروز پیکار شیر جگر دار منم ابن الکَرّارِ غیر فَرّار علوی زاده منم، نوهی صف شکنم تربیت یافتهی شاه شیرین سخنم (من حسینی شدهی دست امام حسنم) عبدالله ابن الحسنم آنکه به صاحبِ عَلَم میکند اقتدا منم آنکه بعد از او میشود بی دست کربلا کنم منم عبدالله ابن الحسنم من هستم والله در این قربانگاه جان نثار شاه منم رزمندهی اباعبدالله وقف او جان و تنم، سینهاش شد وطنم زیر شمشیر سنان باز هم جار زنم (من حسینی شدهی دست امام حسنم)