نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

عبداللهم عمو خونم نثار تو من آمدم دهم جانم کنار تو بنگر که دست من افتاده از بدن عمو حسین من، عمو حسین من جا مانده بودم از عشاق راه تو کشته شدم کنون پیش نگاه تو از غم رها شدم من هم فدا شدم عمو حسین من، عمو حسین من این نیزهها چرا خورده به پیکرت؟ گرگان دریدهاند این جسم اطهرت خونینبدن تویی، صدپارهتن تویی عمو حسین من، عمو حسین من
هنوز نظری ثبت نشده