عباس با مشت گره کرده رجز خوان است
حاج اسلام میرزاییپسندیدن3
بازدید100+
عباس با مُشت گره کرده رجزخوان است عباس با یک غضبش فاتح میدان است عباس کرّارِ زمان، حیدر دوران است عباس عباس عباس... بسته به بازو، حرزِ اِلّا هو ماشاالله به این تیغِ اَبرو سر میزد هر دَم، تن میریخت هر سو پیش این سردار دشمن زد زانو یا اباالفضل، یا اباالفضل... عباس با صولتِ حیدری چو حاضر شد عباس خیره به رُخش همه عوالِم شد عباس چون صاعقه بر معرکه حاکم شد عباس عباس عباس... الله اکبر، محشر شد محشر پیش پاش افتاد پیکر رو پیکر مافوق باور، هر ضربه یک سر از ترس تیغش برگشته لشکر عباس عباس عباس... ماه این شبهای قبیله عباسه اون که از هر وجهی اصیله عباسه دور زینب میگشت، آخه میدونی سرتیمِ حفاظت عقیله عباسه اصیل عباس، بینظیر عباس ماه سربلندِ سر به زیر عباس سوار عباس، پایِ کار عباس برا عقیله بود افتخار عباس خورشید زینب، قمر اباالفضل میگفت دورش مستمر اباالفضل وقاره زینب، مداره زینب حیدر زینب، ذوالفقار اباالفضل اباالفضل یا اباالفضل...