عالم و آدم همه هلاک حسین است
محمدحسین حدادیانپسندیدن1
بازدید95
ای به همه لهجه و زبان سنه قوربان ای همهی سهم من جهان سنه قوربان جان من و جان عاشقان سنه قوربان ای سنه قوربان۳ سجدهی ما بعد از این به خاک حسین است عالم و آدم همه هلاک حسین است گیسوی عشاق پریشان تر از این باد این دل شوریده غزل خوان تر از این باد این جگر سوخته سوزان تر از این باد بارش این عشق فراوان تر از این باد تا به ابد دل در استعال حسین است خون همه عاشقان حلال حسین است در نفست دیده ایم یاد علی را ناد علی، ناد عشق، ناد علی را از وجنات تو اعتقاد علی را بر پسران تو امتداد علی را آی همه بنگرید جان نجف را از دل ما بشنوید اذان نجف را فاطمه حیران توست چشم خدا هم کعبه مشرف به توست کرب و بلا هم ثبله به سمت تو ایوان رضا هم گوشهی بین الحرمین است پناهم بین دو چشمان ما فقط حرمین است عکس دو گلدستهی عبّاس و حسین است جانم از این عشق و شور و حیرت و فریاد مستی دیوانگان فزون تر از این باد گرم حسینیم چو خاکستر بر باد خانه ام آباد شد ای خانه ات آباد خانهی قلبم شده است به نام اباالفضل از سر ما خاک هر غلام اباالفضل یا حسین،حسین، حسین ***** از شورش و از فتنه و تشویش به دوریم امروز عزادار جوانانِ غیوریم ما هم گله داریم از این وضع گرانی اما نه به آشوب، نه با سنگپرانی! آشوبگری چارهی اوضاع وطن نیست ای هموطن این غائله کارِ تو و من، نیست اهل گله با هموطنش جنگ ندارد در دست خودش اسلحه یا سنگ ندارد خائن شده این مرتبه طغیان گر و سرکش اینبار به میدان زده با شیوهی داعش مأمور به تخریب مساجد، اُمویها مشغول به سلاخی مردم، رجویها آتشزده آتش حرمِ سبز قبا را وحشیشده، ای وای که قرآن خدا را... حرمتشکنی این همه نه از سر خامیست آتش به حسینیه زدن، کار حرامیست تردید نداریم که صهیون به کمین است! آشوب کجا خواستهی معترضین است؟ مظلومکُشی، حیلهگری، شیوهی گرگ است این بیشرفی عادت شیطان بزرگ است وضعیت این خانه، به بیگانه چه مربوط؟ این خطّه به آن قاتلِ دیوانه چه مربوط؟ از خصم نگیریم در این غائله دستور دلسوز وطن نیست جنایتگر مزدور با خلق ندارند برادر، سَرِ یاری آن منتظرالسلطنههای سرِکاری در خواب ببینند که کوتاه بیاییم! با قاتل شیران وطن، راه بیاییم عمریست که بارَش نرسیدست به منزل چشمش بشود کور که ایران شده همدل افتاده اگر غائله در کشور حیدر هیهات اگر آشفته شود لشکر حیدر ما پای وطن بی برو برگرد بمانیم صد مرتبه خواندیم، ولی باز بخوانیم: «باید ز سَرِ صدق بر این خاک در افتاد با آل علی هر که درافتاد، ورافتاد!»