عاشقی اگه بلد باشی
امیر برومندپسندیدن100+
بازدید27.7K
عاشقی اگه بلد باشی میدونی وقتشه همین الان پاشی دستتو بذاری رو سینه مودب از همین فاصله با جون و دل امشب بری وایسی زیر نور ماه سلام بدی به ابی عبدالله بخت در خونَتو زد عباس اومد عباس اومد نیمهی ماه اسفند عباس اومد عباس اومد بیار بالا دستاتو هلهله کن همهی ما رو میبینه حوصله کن بگو صَنم با من دل یک دله کن دل یک دله کن، دل یک دله کن ای جان من حسین، جانان من حسین... بیخودی پریشوناحوالی، بیخیال وقتشه که آخر سالی دست خالی بیای و پر بشه دستات یه زیارتنامه هم داشته باش همرات شاید بری حرم این ماه سلام بدی به ابی عبدالله بری وایسی زیر نور ماه سلام بدی به ابی عبدالله گوشهی ذهنت اینو یه جا بنویس یه جا بنویس یه جا بنویس سفرهدار حسینو رو دستش نیست، رو دستش نیست، رو دستش نیست بریز به پاشه، وقتِ گداییه نمیپرسه کی اومده کجاییه میگه هر کی بگه حسین کربلاییه