ظرف چشمام پر شد از بارون
حاج محمدرضا بذریپسندیدن13
بازدید4.8K
ظرف چشمام پر شد از بارون خستم یارب کنج این زندون ذکر روی لب من، خَلِّصنی یا رب من فرقی نداره اینجا، دیگه روز و شب من صدام جایی نمیره چقدر ناله بزنم با زخم زبونشون شکنجه میکنم (غریب واااای) 4 *** از این دوری. من گله دارم از معصومه فاصله دارم خدا میدونه اینجا، که من چیا کشیدم آخر عمر رضامو، یه دل سیر ندیدم نشد که باشه سرم رو زانوی پسرم ببین زیر بار غم شکست دیگه کمرم (غریب واااای) 4 *** کابوس شبهام شده تعبیر دستام بسته ست با غل و زنجیر به خاطر خودم نیست، اگه معذَبم من همیشه روضه خون غمای زینبم من اگه کبوده تنم فدای سر حسین غمم فدای یه شب غم خواهر حسین (غریب واااای) 4 ***