عباس که دستان خدایی دارد
امیر برومندپسندیدن57
بازدید16.1K
عباس که دستان خدایی دارد بَهبَه چی ایوان طلایی دارد ایوان نجف زیارتش آمد و گفت ایوان شما عجب صفایی دارد طوفان میشه دوباره یکآن به یک اشاره عباس تا ابرو کج کنه دیگه دشمن که سر نداره سرو میزنه به یک ضربه یکّهتازه غالبُالحربه زور بازوهای اباالفضل (به تموم اعدا میچربه) ۳ آخه ابنُالحیدره شیر معرکهست تُو هر نفس خیلی معرکهست لشکرو شکسته با فنِ حیدری ای جانم به این ارث پدری ***** من علیاکبریام فخر به عالم دارم (جمال، جمال پیمبر چه با، شکوه و مطهّر) ۲ موذّن حرم اومد علی، جوانی حیدر علیاکبر، اَبرقدرت شاه شَهسوار علیاکبر، سپهسالار کوه اقتدار علیاکبر، نگاه تو تیغ ذوالفقار علیاکبر، زده مثل شیر به کار و زار (علیاکبر) ۳ کرّار لا، فرّار علیاکبر سردارِ بی، تکرار علیاکبر لرزه افتاد، به جان لشکر ای کابوسِ، اشرار علیاکبر جانمجانم علیاکبر...