نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

طوری كه نم ز بهر كرم فیض می برد از فیض اشك چشم ترم فیض می برد جان و دلم اگرچه نشد محرمش ولی هر شب همین كه پشت درم فیض می برد اینجا حسینه است شبش مثل كربلاست هركس كه می رسد، ز حرم فیض می برد در مجلس حسین كه خیر كثیر هست اسمی هم از كسی نبرم فیض می برد فهمیدم از مقام رفیعی كه یافته از "یاحسین" من پدرم فیض می برد فطرس شدن بهانهء رفتن به كربلاست اینگونه است بال و پرم فیض می برد از گرد و خاك روی سر زائران تو تا شهر كفر هم ببرم فیض می برد وقتی كه خون برای تو گریه كنم حسین بیش از تمام تن جگرم فیض می برد مادر اگر پسر دهد از دست باز هم هر بار گوید ای پسرم... فیض می برد
هنوز نظری ثبت نشده