ضریح رؤیایی خوشا به حالت که کنار آقایی
حسین طاهریپسندیدن100+
بازدید7.4K
ضریح رؤیایی خوشا به حالت که کنار آقایی ضریح رؤیایی من کربلا نیستم ولی تو اونجایی ضریح رؤیایی تو هر شبِ جمعه زائر زهرایی ضریح رؤیایی تویی که مجنون اکبر لیلایی۲ اصلاً قد نمیده عقل بشر به مهربونیت رو سرِ قاتلت دست کشیدی، با دست خونیت ازت برمیاد آقا هر چی نادِم رو ببخشی نکنه روز محشر برسه شمر و ببخشی * * * * سر تو رو برید، شبیه وحشیا همهش میگم بابا، شمر و نبخشیا همهش منو کِشید، شبیه وحشیا همهش میگم عمو، زجر و نبخشیا یکی زد، دوتا زد همه صورتت عوض شد پُر از خون شد این خاک رنگ تُربتت عوض شد ۲ تشنه بودی لبِ خُشک تو شبیه چوب شد غروب شد، غروب شد همه گفتن سنان آب ندادی، زدی نیزه خوب شد؟ غروب شد، غروب شد * * * * شده دور برت خالی، شدی تنها که پَرِت زخمی، سرت خونی، تنت صدچاکه کی گفته نیزه کم اومد که سنگ انداختند؟ بیابون سنگش کجا بود؟ بیابون خاکه دل سنگ و آب کردی (ابیعبدالله)٣ حالمو خراب کردی ا(بیعبدالله)٣ چقدر دنیا بدی کرده، به خوبا بیشتر دلم میگیره از دنیا، غروبا بیشتر یکی زخمِ زبون میزد، یکی سرنیزه نمیدونم عذابت داد کدوما بیشتر چقَدَر زخمِ زبون میخوردی لگد وقت اذون میخوردی بدون سر تکون میخوردی عالمو بیقرار کنم خیمههاتو چکار کنم؟ خودم پناه عالمم کدوم طرف فرار کنم؟ حسین، حسین ...