صلی علی المظلوم من
سیدرضا نریمانیپسندیدن39
بازدید2K
صلیٰ علیٰ المَظلومِ من آبت ندادن رفتی از حال پیراهنت رو دستمه دستم گرفته بوی گودال شمر تنت رو پا که زد دیدم چه دردی روبرومه آستینشو بالا که زد گفتم حسین کارش تمومه فریاد کشید سَرِ منم داد کشید تیغشو جَلاد کشید روبروم ایستاد کشید آخ بمیرم دیر برید آخ یه دلِ سیر برید تا من بشم پیر برید با دوازده تکیبر برید آخ بمیرم ****** صَلیٰ علیٰ العَطشانِ من زخم لبت یادم میمونه نفس نمونده جان من زینب برات روضه بخونه از دور با زخم تنت گفتم دیگه بی سر نمیشی هرچی بهم میپیچمت از این مرتب تر نمیشی بی سر شدی هر لحظه کمتر شدی اندازهی اصغر شدی صد تکه پیکر شدی آخ بمیرم غارت شدی آخ هَتکِ حُرمَت شدی خیلی اذیت شدی تو سخت راحت شدی آخ بمیرم (حسین من، حسین من...)