شیطانُ الجن شیطانُ الانس
حاج محمدرضا بذریپسندیدن2
بازدید100+
شیطانُ الجن، شیطانُ الانس بازی نخوری با جوریِ جنس کی میگه درِ مسجدای شهر کوفه بستهست کوفه شهر نمازخونای تُو خونه نشستهست اگر لذّت معصیت بیاد زیر زبونت سرِ ساعت یاری بدنت میبینی خستهست روح مقاوم نداشتن پاهای عازم نداشتن اهل کوفه توی سختی حسینو لازم نداشتن تُو راحتی، توی مشکلا للمظلومِ عونا... ***** با حرمله هم در آتشبسی من در عجبم از حال کسی نامه نوشت بیای با قلمی که خط نداره آخه یه حق یه باطل، این دیگه وسط نداره صدای سکّهی ابن زیاد بود توی گوشش داره میشنوه هَل مِن ناصرو جرئت نداره رکاب داد به خصم ملعون حسینو فروخت چه ارزون نفهمیده بود که یزید چه خوابی دیده براشون از مولا به جوونا للمظلومِ عونا...