شکسته رنج غمش شیشهی دل ما را
جواد مقدمپسندیدن9
بازدید600+
شکسته سنگ غمش شیشهی دل ما را کشیده از لبِ دیده به گونه دریا را چه حکمتیست که کوهی به کاه می بخشد مگر که گریه دهد پاسخِ معما را به نامِ نامیِ او فتح باب میگردد که باز کرده همیشه تمامِ درها را چه کرده است نسیم محبتش در دل که کرده است به مسجد بدل کلیسا را چنان برایِ غمش گریه میکنیم امروز که آب میبَرد آخر تمام دنیا را برای روضهی او خرج میکنیم امروز قبول میکند او هم حساب فردا را شفا گرفته جهان از دَم عزایِ حسین که زنده کرده دَمش روحِ صد مسیحا را غلام خانهی او در بهشت جا دارد که زیر نامهی ما او زده است امضا را