نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج محمود کریمی - شکسته آینه‌ی چشم‌های بی‌جانش

شکسته آینه‌ی چشم‌های بی‌جانش

[ حاج محمود کریمی ]
شکسته آینه‌ی چشم‌های بی‌جانش
نمانده چاره  بشویید دست از جانش

نداشت فرق برای خلیل آتش و زهر
به هرکجا بزند می‌کند گلستانش

به روی حنجرِ او تیغ زهر افتاده
امان ز غربت و این تیغ‌های بُرّانش

میان خانه‌ی خود نیز اذیتش کردند
نبود خانه‌ی او بلکه بود زندانش

ز لرز ، کاسه به دندانِ او اصابت کرد
نخورد چوب حرامی ولی به دندانش

طبیب‌های یهودی مراقبش باشند
فقط به لب دم یا فاطمه‌ست درمانش

در این سرا دونفر گفته‌اند یامهدی
یکی به بستر و آن دیگری درِ خانه‌ش

روایت است چنان ضربه‌ای به در زده‌اند
که میخِ در شده از دیدنش پریشانش

در آمد از لگد مشرکان فرار کند
که زد به پهلوی زهرا و شد هراسانش

نگاه کرد علی در میان آتش و دود
چطور فاطمه‌اش می‌رود به قربانش

اگرچه قامتِ زهرا در آن هجوم شکست
ولی شکسته نشد استخوان ایمانش

خلاصه این‌که صدا کرد مهدیِ خود را 
رسید وقت شهادت پسر به دامانش

امام سامره را مردمش کفن کردند
در آفتاب نمانده‌ست جسم عریانش

نرفت پیکر او‌ زیر سُمِ اسبانش
نخورد خار مغیلان به پای طفلانش

  ****

کارم کجا کشید که شمرِ لعین کشید
روزی هزار مرتبه از آستین مرا

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل