شکستم از داغِ دوری، کجایی امشب برادر
سیدمهدی میردامادپسندیدن13
بازدید7.5K
شکستم از داغِ دوری، کجایی امشب برادر رسیده وقت وصالم، بیا به بالینِ خواهر جز با غمِ تو، معصومه که مأنوس نشد سهمِ دل من، دیدارِ تو در طوس نشد من بارِ سفر، با شوقِ تو بستم ولی خواستم ببینم، رویِ تورو افسوس نشد امشب، کجایی جانا، ای ماهِ انجم آرا میرم، میشه مزارم، مثلِ مزار زهرا (رضا، خدانگهدارت)3 *** با اینکه نیستی تو پیشم، با اینکه دلم غمینه احساسِ غربت نکردم، قم بود شبیهِ مدینه جز من تویِ قم، کسی قبلۀ حاجات نبود چون رسمِ اینا، جز تکریم سادات نبود اینجا ندیدم، چشمو نظرِ بیحیا دروازۀ قم، دروازۀ ساعات نبود امشب، میونِ این تب، جونم، رسیده بر لبم هستم، به یادِ شامو، هستم، به یادِ زینب (رضا، خدانگهدارت)3 *** گرچه بیتو اسیره، رنجو غمو آه و درد خاطرِ تو جمع لباسِ، اسیری بر تن نکردم فهمیده دلم، هجران تو رو چاره نیست اینجا ولی حرف، از بردنِ گوشواره نیست پیراهنِ تو، میبوسمو بو میکنم پیراهنِ تو، شکرِ خدا صدپاره نیست امشب، میونِ این تب، جونم، رسیده بر لبم هستم، به یادِ شامو، هستم، به یادِ زینب (رضا، خدانگهدارت)3 ***