شکر خدا که دوره هجران سرآمده
حاج مهدی سلحشورپسندیدن4
بازدید1.7K
شکر خدا که دورهی هجران سر آمده مولا کجاست بنده به این محضر آمدم چه سفرهای خدا روی ما باز کرده است جایی نشستهایم که پیغمبر آمده در باز بود، در نزده آمدم خدا اَمَّن یُجیب، نیمهی شب مُضطر آمده آن بندهای که سر به هوا بود را نبین این بنده را ببین که چنین با سر آمده بشکن مرا دوباره دلم را ز نو بساز لطفا ببخش، حال که اشکم درآمده گریه بهشت ماست، ز ما گریه را مگیر آخر بگو که چیزی از این بهتر آمده؟ درمان ما شکستهدلان با رقیه است چادر تکانده دارو و درمان درآمده این سیشبِ مرا بده دست اَبوتراب هر وقت کار سخت شده حیدر آمده ما عاقبت بهخیرِ ولای علی شدیم خورشید ما ز گوشهی ایوان برآمده افطار ما ز نان علی رنگ و بو گرفت نان پخته و شبانه به پشت در آمده ماه خدا زیارت کرب و بلا خوش است خوشبخت آنکه در حرم دلبر آمده این ماه قدر دارد و این قدر فاطمهست آن فاطمه که زیر عبا مِحور آمده یا رب کجا رواست که ناراحتش کنند وقتی کرامتش به صف محشر آمده یکسو به دست خود همه هیزم گرفتهاند یکسو به جای شیرِ خدا کوثر آمده ********* تب گرفته تمام جسم مرا همهجا را سیاه میبینم کاش زهرا عیادتم بکند او بیاید برای تسکینم گرچه بستند باز میریزد خونِ دل از شکافِ زخم سرم زخم شمشیر قاتل من نیست داغ ناموس مانده بر جگرم من که مرد نبردها بودم یک جراحت مرا ز پا انداخت وای از فاطمه که حوریه بود پنجه بر گونههاش جا انداخت سهم من از تمام این دنیا غصه و حسرت و بداقبالیست دور بستر حسین هست و حسن جای محسن کنارشان خالیست برو قنبر میان هر کوچه بگو از حال و روز غمبارم کودکان یتیم کوفی را با خبر کن که کارشان دارم این حسین است ، چهرهی او را ای پسربچهها نگاه کنید سر رَخت و لباس او نَکُند کشمکش بین قتلگاه کنید سنگ از روی بامها نزنید هر زمان که اسیر آوردید صدقه دست زینبم ندهید کودکانی که شیر آوردید آه و نفرین من به کوفه اگر از سری معجری رُبوده شود وسط ازدحام جمعیت نَکُند دختری رُبوده شود صاحبان تنور بعد از این به سر آفتاب رحم کنید اهل کوفه وصیتم این است به عروسم رباب رحم کنید