شکر خدا غیر از علی دلبر نداریم
محسن عرب خالقیپسندیدن6
بازدید3.7K
شکر خدا غیر از علی دلبر نداریم ما جز نجف، مِیخانهای دیگر نداریم شد روسیَه هر کس که رو بر غیر او زد پس خوش به حال ما که جز حیدر نداریم دست زمانه هر چه آرَد بر سر ما دست از علی و بچّههایش برنداریم ای اهل عالم تا که جان در پیکر ماست جانان به غیر از جانِ پیغمبر نداریم کوریِ چشم نحسها بین عددها از سیزده اصلا مبارکتر نداریم شکر خدا که های و هوی ماست حیدر مانند کعبه آبروی ماست حیدر باید که باشد در دو عالم بیبرابر پیغمبری که چون علی دارد برادر اینها که در مدح علی گفتیم و گفتند حتّی نباشد ذرّهای از مدح قنبر یا علی گر به حشر، قنبرِ تو گبر را سایه بر سر اندازد جای دارد که ابر رحمتِ گبر سایه بر کلّ محشر اندازد علی علی علی... چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم خوشبوتر از بوی دهانِ غنچه هم داریم آن که دهانش را به نام تو معطّر کرد آینه هستم و آمادهی ایوان شدنم آتشی هستم و لبریزِ گلستان شدنم سفرهی نان جویی پهن کن ای شاه عرب بیشتر از همه آمادهی مهمان شدنم چند وقت است به ایوان نجف سر نزدم بیسبب نیست به جان تو پریشان شدنم آن که از کفر درآورد مرا عشق تو بود خاک را گِل میکند گِل را خلایق میکند نیست هر کس خلقِ مولا خاک عالَم بر سرش داستان سنگ و زر یعنی که ما و فضّهاش قصّهی شاه و گدا یعنی که ما و قنبرش از درِ کعبه نرفت و بر درِ کعبه نرفت چون که باید بعد از این کعبه بیاید بر درش خاک یا خاکسترش کن مصحفی را که در آن آیهی الیَوم اکملتم نباشد محورش به خودش که نه جای خود، حتّی به خاک پاش هم هر کسی شک میکند شک میکنم بر مادرش چهارده قرن است دارد رزق ما را میدهد با همان یک مرتبه بخشیدنِ انگشترش انگشتر عقیق خودش را که داد گفت: انگشتر حسینِ مرا... حسین جان... اگر خسته جانی بگو یا علی اگر ناتوانی بگو یا علی