شکر خدایی که تو ماه لطفش
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید80
شکرِ خدایی که تو ماهِ لطفش باز سرِ سفرهش مارو راهمون داد ما هیچی بودیم و تو سرگردونی دستمونو گرفت، پناهمون داد شکرِ خدایی که کسی رو نداشت اما خودش شد کس و کارِ همه اونکه دلِ شکسته خوب میخرید رفاقتی میشست کنارِ همه شکرِ خدایی که تو اوج قدرت رحم به بندهی ضعیفش میکرد هرکی با گریه مشکلاش و میگفت نه بهش نمیگفت و ردیفش میکرد شکرِ خدایی که از آدمیزاد وقتِ گناهشم جدا نمیشد میبینه و هیچی نمیگه حتی به اون که بندهی خدا نمیشد شکرِ خدا که پای لطفش یه عمر سجده کنی بازم کمه بندگی اون میپوشونه زشتیهای ما رو ما میمونیم و داغِ شرمندگی شکرِ خدایی که منو آفرید همونجا رزقمم نوشت و دادش مادر اگه بچشو یادش بره خدا ولی مارو نمیره یادش شکرِ خدای مهربونِ عاشق خدایِ خوبِ مردمِ هراسون خدایی که واکرده آغوشش و بالای گنبد طلایِ خراسون شکرِ خدایِ عالم خدایِ زهرا و خدایِ حیدر راحت میتونست بسوزونه منو ولی منو آورد برای حیدر ذلیل بودم دستِ منو گرفت و گفت بگو حسین و عزتم داد فقیر بودم گفت بگو یا حسین و لایق نبودم اما برکتم داد خودش یادم داد که بگم یا حسین گناهامم به این بهونه بخشید من بی حسین قعر جهنم جامه حتی اگه یه عمر بگم ببخشید شکرِ خدایی که حسین به ما داد حسینی که حتی تو قتلگاهش صورتشم که میکشیدن رو خاک سمت خدا بود فقط نگاهش تو قتلگاه سجده کنان میگفتش شکرِ خدایی که منو صبور کرد حتی اگه شمر سرم رو برید خولی سرم رو راهیِ تنور کرد شکرِ خدایی که داره میبینه چجوری سر نیزههارو میزنن شمشیراشون نمیبره با دندون دنبالِ پاره کردنِ پیرهنن شکرِ خدایی که به ما صبر داد وقتی که زینبم میره اسارت شکرِ خدایی که به ما صبر داد وقتی که گوشوارهها میشه غارت خدا اگه بخواد با سر رو نیزه با تن سه روزه تو آفتابم میرم همیشه راضی به رضاشم آری (اگه بخواد بزمِ شرابم میرم)۲