شکایت از من عنایت از تو
مهدی رسولیپسندیدن55
بازدید1.8K
شکایت از من، عنایت از تو قنوت از من، اجابت از تو گناه و عصیان همیشه از من همیشه عفو و حمایت از تو مرا فراخواند و من نرفتم بغل گشود و محل ندادم که بوده دائم فرار از مرگ که بود همواره دعوت از او عجب خدایی چه با وفایی چه مهربانی، چه آشنایی که من گنه کردم و به جایم مدام بوده خجالت از او مگر چه میخواست غیر طاعت چه خواست از من به جز اطاعت نکردم از او اطاعت اما همیشه دیدم، اطاعت از او رسیدهام با دو بالِ بسته رسیدهام خسته و شکسته حسین را صدا زدم تا مگر بگیرم شفاعت از او حسین از سنگ دُر بسازد ز من هم ای کاش حر بسازد امید دارم بغل بگیرم مرا که بوده رفاقت از او عجب رعوفی، عجب رحیمی عجب بزرگی، عجب کریمی که ساربان نیز سائلش تو گرفت او نیز حاجت از او عبد الموالیام یا دستِ خالیام گر لاتوبالیام حسین... ای تشنه لب حسین حسین دور از وطن حسین حسین ای بی کفن خدای من خدای من عریانه بچهی با وفای من