شوق در چشم تر نمیگنجد
حاج منصور ارضیپسندیدن2
بازدید100+
شوق در چشم تر نمیگنجد اشک من در بصر نمیگنجد خبری از ورود بانویی که به قم در خبر نمیگنجد این حدیث پر از سخن جز در کتب معتبر نمیگنجد بانویی آمده به قم که در این شعر و نظم و اثر نمیگنجد عصمتش جز به فکر بکر کسی غیر اهل سر نمیگنجد قم شده صحنهای ز روز جزا آمده خواهر امام رضا این پیام از امام هشتم بود که حرم از ازل تو را قم بود پس به ایران بیا که دلتنگم حاجتم دیدن تو خانم بود تا به این خطه آمدم دیدم منتظر بر تو چشم مردم بود به خدا این دیار زهراییست مقدم تو فقط در آن گم بود حیف که نزد مردم کوفه قم و ری قلهای ز گندم بود اهل قم واقعاً مسلمانند مردمش از نجات سلمانند با هزاران امید این خواهر به قرارش رسید این خواهر جای زینب عجیب خالی بود بس که اقبال دید این خواهر از سوی مردمان عاشق قم حتی حرمت ندید این خواهر این را بدونید حرف بد، حرف ناسزا هرگز سخن دل شنید این خواهر سنگ از بام بر سرش نزدند طعم گلها چشید اینقدر از کف او که راه چاره نشد معجره او که پاره پاره نشد آه از خواهری که گریان شد از در و بام سنگ باران شد وسط ازدحام کوفه و شام طعمه تن نیزهداران شد آخ گیر بازاری از یهود افتاد مثل کوفه به شام زندان شد بین جمعی شرابخوار و پلید بد اهانت ز نامسلمان شد نیمه شب با سه ساله زهرایش آخرین منزلش به ویران شد آنقدر درس استقامت داد که به ما صبر تا قیامت داد