شور عراقی ز حجاز میآید
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن25
بازدید3.7K
شور عراقی ز حجاز میآید قافلهی قبلهی راز میآید این شاه جهان دار است علت اسرار است، سید الاحرار است سرفراز میآید (سعادت است علمش) ۲ شفاعت است کرمش، قیامت است حرمش تو این کویر مبارک است قدمش بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا موکب سلطان دین آمد به سوی کربلا (خاک پای زینبش شد آبروی کربلا) ۲ یوسف زهرا که جهان قربانش دست عوالم همه بر دامانش خسته ز راه آمده با طفلانش مولای بهشتیها آمده در صحرا آخر سر اینجا میکشند عطشانش فدای چشم ترش، به آخر سفرش رسیده با قمرش، به سر زند عقیله پشت سرش شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین خیمهگاه غم به پا در کربلا دارد حسین قصد ترک جان و سر پیش خدا دارد حسین (بانگ جرس گوش نواز میآید) ۲ شور عراقی ز حجاز میآید قافلهی قبلهی راز میآید این شاه جهان دار است علت اسرار است، سید الاحرار است سرفراز میآید کرب و بلا شد ز بلا مالامال لشکری از کوفه رسید با جنجال (شد ز مسافر به سنان استقبال) ۲ این دشت بلاخیز است خاک غمانگیز است، دلهره آمیز است (الامان از گودال) ۲ ز اشک و آه چه شود؟ بدون ماه چه شود؟ حریم شاه چه شود؟ ز خیمه تا به قتلگاه چه شود؟ (از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین) ۲ زیر پای شمر دون هی دست و پا میزد حسین با نگاهش شعله بر قلب خدا میزد حسین