شورِ عاشورت زمان را تا ابد در برگرفت
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن3
بازدید1.6K
شورِ عاشورت زمان را تا ابد در برگرفت نُه سپهر از شعله ی سرخ خیامت در گرفت گریه را وقفِ غمت كردیم از روز ازل آسمان از دیده ی پر اشكِ ما ساغر گرفت از شرارخیمه ها تا دامنِ طفلِ تو سوخت دودِ آن تا آسمان خورشید را دربرگرفت وای من ای وای من این امت بیدادگر با چه جرمی انتقام ازآلِ پیغمبر گرفت با همان دستی كه قاتل رأسِ قرآن را برید از سرِ دختِ امیرالمؤمنین معجر گرفت خیمه ها می سوزد و شمعِ شبِ تارم شده درشبِ بیماری ام آتش پرستارم شده ازحرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین دست و پا می زد حسین زینب صدا می زد حسین