شهادتحضرتمعصومه(س)
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن6
بازدید600+
رضا جانم بیا این دم آخر صدایت میزنم با حالی مضطر ببینم حالم شده محزون برادر فراق روی تو شد آخر قاتلم برای دیدنت چه بیتاب دلم رضا جانم بیا رضا جانم رضا، رضا جانم رضا دگر رفته ز دست صبر و قرارم در این غربت خدا شد گریه کارم کجایی که بیایی جان میسپارم گمانم میشود امیدم ناامید نفسهایم دگر به روی لب رسید رضا جانم رضا، رضا جانم رضا خیالت راحت ای نور امیدم از آن لحظه که بر اینجا رسیدم از این مردم به جز خوبی ندیدم میان شهر قم شده حفظ حرمتم برای لحظهای نشد کم عزتم رضا جانم رضا رضا جانم رضا دلم میسوزد از احوالات شام غم مهجوری و طعنه بود و دشنام سر عمه شکست با سر روی بام امان از شهر شام، امان از ازدحام دلیل گریههام شده بزم حرام حسینم وا حسین، حسینم وا حسین به عمه زینبم میدادن آزار چه حرفا که شنید در کوچه بازار برای عمه زینب شد حالم زار امان از اضطراب، کشید عمه عذاب دلم خونه برا، غم بیبی رباب حسینم وا حسین، حسینم وا حسین