نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

شمسِ رویت همیشه تابنده است اَبرویت ذُوالفَقارِ بُرَنده است دلت از مِهر و عشق آکنده است نامِ احمد، تو را برازنده است یا محمّد، که هر دو زیبنده است مستِ جامت شدم، خدا را شکر صیدِ دامت شدم، خدا را شکر بعد، رامَت شدم، خدا را شکر من به نامت شدم، خدا را شکر هر اسیری به تو پناهنده است خانواده به خانه محتاج است مو پریشان به شانه محتاج است مرغ، بر آب و دانه محتاج است نوکرت بیبهانه محتاج است دستِ لطفت زِ بسکه بخشنده است زینتِ دوشِ تو، حسین و حسن عطرِ تو بُرده، عطر و بویِ وطن شاهدِ حرفِ من اُوِیسِ قَرَن بتکان باز هم عبا، دلِ من بر همین عطرِ دلنشین بند است خطبههایِ فَصیحِ تو دریاست خندههایِ مَلیحِ تو غوغاست سینهیِ ما، ضریحِ تو اینجاست رحمتی و شبیهِ تو زهراست نامتان هم مرا خوشایند است چشمِ تو کرده بر دلم اثبات من کجا خواندن از شما، هیهات پس نوشتم به جایِ این ابیات بر محمّد و آلِ او صلوات این دعا ضامنِ فرستنده است راه، سخت است, راهِ حل داری میلِ برچیدنِ هُبَل داری صحبت از رَبِ لَم یَزَل داری فاطمه را که در بغل داری دشمنِ اَبتَرَت سرافکنده است سوره خواندی و از ولی خواندی هرکجا بیمعطلی خواندی سنگ هم خوردی و ولی خواندی آیه آیه «علی علی» خواندی شاهدِ حرفِ من خداوند است بسترِ تو که جایِ هرکس نیست منبرِ تو که جایِ کرکس نیست پس خلافت، برایِ ناکس نیست لایقِ مَسنَدِ شما پس نیست غیرِ خیبرشکن که رزمنده است حَشر، حق است، پس اَجَل، حق است راهِ توحید از اَزَل حق است الحق این حرف چون عسل حق است حَق عَلی و عَلی مَعَ الْحَق است حق، علی را به قلبِ ما کنده است میوه داده است اشک و آهِ علی دو جهان، شیعه شد سپاهِ علی مذهبِ صادق است، راهِ علی مثلِ موجی به تکیهگاهِ علی مکتبِ جعفری خُروشنده است
هنوز نظری ثبت نشده