نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

درد و دلهای من فروان است بگذریم از شما چه پنهان است پیش تو هر کسی که مهمان است دردهایش نگفته درمان است پسری کور، گنبدت را دید دختری کَر، صدات را فهمید با چه نازی در آسمان چرخید کفتری که به روی ایوان است بستهام دل به مِهر تو تنها جز تو من را کسی نشد مولا شمس تبریز، مال مولانا شمس من ساکن خراسان است باز هم آمدم، پناهم دِه زائر مشهدم، پناهم دِه من اگرچه بَدَم، پناهم دِه دلم از کردهاش پشیمان است غیر از این آه در بساطم نیست من فقط آه، آه، آه آوردم هر چه بودم به کَس ندارد ربط به امامم پناه آوردم
هنوز نظری ثبت نشده