شمر اگه بره سنان نمیگذره
وحید شکریپسندیدن65
بازدید36.2K
شمر اگه بره، سنان نمیگذره تو قتلگاه تو، زمان نمیگذره حتی ازت دمِ، اذان نمیگذره تو قتلگاه تو، زمان نمیگذره غروب شد، آفتاب نشست شمر ولی از تنت پا نشد .. اذان شد، نمازش رو بست راهِ حلقت ولی وا نشد .. یک زن تنهام چطور، شمرُ ازت جدا کنم پاشو اذونِ مغربِ، من به کی اقتدا کنم سید مظلوم من با مرکب از تن برادرم گذشت آب از سرم گذشت خودم دیدم چیا به مادرم گذشت آی از سرت گذشت خلاصه، راحت شدی من بمیرم بهت سخت گرفت میدونم این نصف روز قدر یک عمر ازت وقت گرفت نزار جلو نامحرما، تو رو بلند صدا کنم پاشو اذونِ مغربِ، من به کی اقتدا کنم