شلوغ قتلگاهت
حسین ستودهپسندیدن200+
بازدید26.1K
شلوغه قتلگاهت چیزی نمونده دیگه از سپاهت چی بود مگه گناهت؟ ریخته به هم صورت مثل ماهت آخ چیکار کردن جای بوسه های مادرو نکشین کندی خنجرو شمر حیا کن تو رو قرآن روی سینه اش دیگه راه نرو آخ چیکار کردن آه مظلوم تو رو حسین جسم معصوم تو رو داره شمر می کَنه با دست رگ حلقوم تو رو آه نکش یک نفر جواب نمی ده آب نخواه هیشکی بهت آب نمی ده چشم تو سوی خیمه تو خطر افتاد آبروی خیمه از های و هوی خیمه معلومه رفته یکی توی خیمه آخ بمیرم من در آورد اشک رقیه رو وای الان میکشه بچه رو داره می دوه رو خارا یکی داد می زنه در نرو آخ بمیرم من دستشو گذاشته رو گوشاش می گه گوشامو نکش یواش موهای پریشونتم آرامشمه خندههای تو همیشه پیش چِشَمه این لحظهی پایان روزای خوشمه میشه رو زمین پا نکشی خواهشمه؟ خواهشم اینه عزیزم یکی واست آب بیاره بعد کشتنت کسی رو بدن تو پا نزاره اون که داره به تنت عصا می کوبه حق نداره من از تردیدم غوغاست خدایا خولی اونجاست مث قربونی می بینم سر هر عضوت دعواست یکی ته گودال لباستو پرت کرد شلوغی خیمه حواستو پرت کرد عذاب کردنت منع آب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت تمومه حسین تا چشمم کار می کنه نیزه نیزه نیزه می بینم داره با تو چیکار می کنه من برم کجا چه کنم؟ بعد کربلا چه کنم؟ پیکر تو جا بمونه زیر نیزه ها چه کنم؟ رو خاک داغ کربلا کشته کشته کشته می بینم حتی بالای نیزه ها قول می دم اگه ورق برگرده و علی نمیره جوری لالایی بخونم حرمله گریه اش بگیره تلاش کردم حسین ازت بشنوه بابایی عصای دست نیزه دارایی بی تو از این زمونه سیرم