شلوغه خیمه و بیشتر شلوغه گودال
مجتبی رمضانیپسندیدن2
بازدید100+
شلوغه خیمه و بیشتر شلوغه گودال یه مقتل کاش میگفت از دَم دروغه گودال یه جا کاش مینوشت تاریخ که آبت دادن یکی کاش مینوشت کمتر عذابت دادن پیشونیت عرق سرد داره سرو خولیِ نامرد داره شکستن کمر دنیا رو بریدن از قفا درد داره سر و وضع تو تغییر کرده غمِ خیمه تو رو پیر کرده بگو کی پیرهنت رو برده؟ بگو کی تو رو تحقیر کرده؟ رُو تن تو راه رفتن ابیعبدالله، ابیعبدالله، ابیعبدالله سمت خیمهگاه رفتن ابیعبدالله، ابیعبدالله، ابیعبدالله سنان که میزنه، خولی نفس میگیره سنان تا میره زود جاشو شبث میگیره حوالیِ سه عصره ولی شمر داره میاد با کهنه خنجر کارو دست میگیره چه کُنده خنجر وامونده به خیمه چشم تو وا مونده دوباره ساربون برگشته میگه انگشترش جا مونده سنان چه اشتباهی کرده رُو نیزه سرو راهی کرده اینا با توئه دعواهاشون رقیه چه گناهی کرده دلا رو پُر آه کردن ابیعبدالله، ابیعبدالله، ابیعبدالله دخترات نگاه کردن ابیعبدالله، ابیعبدالله، ابیعبدالله **** ریّانِ ابنِ شبیب جدِّ ما رو غریب گیر آوردن ریّانِ ابنِ شبیب آبو واسه حبیب دیر آوردن توو شیب گودال سرازیر شد حسین پیر شد، حسین پیر شد آخرِ گودال زمینگیر شد حسین پیر شد، حسین پیر شد