شست و شویم ز سیئات بده
حاج منصور ارضیپسندیدن11
بازدید6.6K
شست و شویم ز سیئات بده به گدا شاخهی نبات بده باز هم لحظهی مناجات است (رو به موتم به من حیات بده)۲ لطف کن تا همیشه دست مرا دست پر مهر این ثبات بده بر من تشنه هر شب جمعه جرعهای آب، از فرات بده (برسان کشتی نجات حسین من آلوده را نجات بده) ۲ پای من را بکش به سمت نجف قدمم را کمی ثبات بده (یا علی، اَیُهَا العَزیز خدا وَتَصَدَق به من زکات بده) ۲ شوق دارم پس از یَموت یَرَنی پس به من زودتر وفات بده نجفم دیر شد به جان خودت دست من برگهی برات بده دست من را بگیر و پاکم کن زیر ایوان طلا خاکم کن الهی العفو... گفتم ایوان طلا، دلم پر زد بر در خانهی علی در زد شک ندارم خداش میبخشد هر کسی را که رو به حیدر زد از نجف سمت کربلا رفتم در سرم شوق شاه بیسر زد آسمان ناگهان به سرخی زد بر رخش لَطمه بست که خواهر زد آه زینب چقدر پیش حسین بر سرش در وداع آخر زد لب او رفت سمت زیر گلو بوسه بر حنجر برادر زد تا طلب کرد کهنه پیرهنش آهش آتش به خشک و با تَر زد نالهی خواهرانه بالا رفت بس که بر آن لباس خنجر زد گفت داری چه میکنی جانا ظهر روز دهم به محشر زد یادگاری است پاره پاره مکن گرههایی که سخت مادر زد آه از آن ساعتی که آمد و دید تن عریان به خاک و ... حسین من...