شرح دیوانگیم
جواد مقدمپسندیدن8
بازدید500+
شرح دیوانگیام رد شده از هر سخنی هر که در دهر پِیِ نام و نشان است علنی شهرهی شهر شده سینهزنت از بس خواند اهل عالم به خدا من حسنیام حسنی (جانم حسن، جانانم حسن) 2 (روح من و ریحانم حسن) 2 نوکر دربار تو هستم سنه قوربانم حسن سنه قوربانم حسن، سنه قوربانم حسن ... من اگر بهر حسین بن علی سینهزنم گریه گر میکند این پیرهنم روی تنم به روی سینهی من حک شده با خط درشت من حسینی شدهی دست امام حسنم شاهم حسن، دلخواهم حسن ای قمر و ای ماهم حسن نوکرم و کرب و بلامو زِ تو میخواهم حسن سنه قوربانم حسن، سنه قوربانم حسن ... عرش را خم به دو ابرو زدنش ریخت بهم لشکری را سر زین پا شدنش ریخت بهم خیبر و بدر و حنین، فتح و فتوح علی و در جمل عایشهها را حسنش ریخت بهم شیر جمل، ای حضرت یل ای غضب شمشیر جمل ای به دم تیغ تو مُردن حسن اَحلی من عسل با کرامات حسن مور سلیمان بشود آخرین شام خزان صبح بهاران بشود به ید حضرت قائم نگرد آخر سر اهل عالم عربستان، حسنستان بشود تاج سرم، ای بال و پرم سائلتم ای جان کرم آخر سر شیعه براتون آقا میسازه حرم سنه قوربانم حسن، سنه قوربانم حسن ...