شد شد نشد میرم کربلا
حسن عطاییپسندیدن2.6K
بازدید1.3M
دوباره خورده زمین مثل عباس نوکرش شفای مادرمو میگیرم از مادرش شد شد نشد میرم کربلا پیش عموم اباالفضل میزنم زیر گریه شد شد نشد میرم روبهرو ضریحش داد میزنم تو رو جونِ رقیه مادرم دلش برات تنگ شده من برا خودم که چیزی نمیخوام گریههام کار داده دستم دوباره اومدم صدات کنم گرفت صدام (حسین جانم، حسین جانم)۲ پدرم بود که منو غلام خونهات کرده اِنقده دلش میخواد به کربلات برگرده دل دل نمیکنم اربعین نمیخوام جا بمونم که میشم بیچارهها دنیا یک سفر کربلا با پدر و مادرم به من بدهکارهها به ما یاد دادن اینو از بچگی زیارت قشنگه خونوادگی همهی خیر درِ خونهی توئه با زیارت میشه بیمه زندگی