نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

شد شب هفتم و در حرم قحط آب آسمان، گریه کن با نوای رباب حسین، حسین میزند ناله با چشمانی تر ای عزیزدلم لالا اصغر، ای عزیزدلم لالا اصغر (ای علی جان، علی، لالا اصغر)۳ پنجه بر سینهی خشک من میکِشی با تکان لبت مادرت میکُشی حسین، حسین شد غم غربت من عالمگیر حرمله کرده سیرآبت با تیر، حرکله کرده سیرآبت با تیر (ای علی جان، علی، لالا اصغر)۳ گشته قنداقهی خونی تو کفن پلک خاکی تو میبرد صبر من حسین، حسین حنجر کوچکت را پاشیدند بر من و غربت من خندیدند، بر من و غربت من خندیدند ای عزیزدلم میروی غرق ناز صورتت خونی و پلک تو نیمه باز حسین، حسین لرزه افتاده مادر بر دستم تا که چشم قشنگت را بستم، تا که چشم قشنگت را بستم رأس تو کوچک و نیزهها چه بلند بهر دلگرمیام روی نیزه بخند من به دنبال تو سرگردانم با اشاره لالایی میخوانم، با اشاره لالایی میخوانم (ای علی جان، علی، لالا اصغر)۳ ***** تو طفل شیرخواری، وای بر من چرا در کارزاری، وای بر من علی اکبر که سنی داشت آن شد تو که سنی نداری، وای بر من به ظاهر گر چه خاموشم عزیزم نشد داغت فراموشم عزیزم همین که چشمهام و رو هم میذارم صدات میپیچه در گوشم عزیزم گمونم راحته جات روی نیزه چقدر آرومه چشمات روی نیزه اگه از مادرت دوری غمی نیست که هستی پیش بابا روی نیزه لبت سرچشمهی دریاست مادر سرت خورشید این دنیاست مادر جدا از پیکری امّا قشنگی که گل بی ساقه هم زیباست مادر تو آزادی ولی مادر گرفتار تو خوابیدی و من تا صبح بیدار علی جای تو از من سختتر نیست تو روی نیزهای من بین بازار حسین
هنوز نظری ثبت نشده