شد سوریه واسهم جنّت
محسن عراقیپسندیدن3
بازدید1.4K
(شد سوریه، واسهم جنّت) ۲ (میگیرم از، اسمت حاجت) ۲ ناخودآگاه میگم زینب (وقتی میشه حرف از زینت) ۲ زینت علی، شاه خیبری اسوهی حیا، شأن معجری شأن تو همین بسکه داری تو (گردن حسین، حقّ مادری) ۲ یا زینب... ***** (شام و کوفه، گشته مضطر) ۲ از طوفان بِنت حیدر توی مجلس، گفتند حضّار (حیدر رفته، روی منبر) ۲ منبر نبی، جایگاه توست جنّت خدا، خیمهگاه توست اذن دُخولِ جنّتُالحسین (یک گوشه بیبی، از نگاه توست) ۲ یا زینب...