شده فراق ما عجب حکایتی
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن58
بازدید9.3K
شده فراق ما عجب حکایتی ... نیومدم حرم شب زیارتی ... خالیه جای من یه گوشه ی حرم ... که باز نگات کنم با چشمای ترم ... آقا تا کی باید جدایی ادامه داشته باشه ؟ چشام همیشه خیره به عکس کربلا شه ... ایشالا اربعینت خودم رو می رسونم ... دوباره رو به روتون سلام آقا می خونم ... سلام آقا که الآن رو به روتونم ... من ایستادم ، زیارت نامه می خونم ... آقا بذار سایه ات همیشه رو سرم باشه ... شب جمعه قرار ما حرم باشه حسین جانم ... حسین جانم ... شبای جمعه باز می گیره قلب من ... به یاد روضه هات ای شاه بی کفن ... تموم مقتلت منو میده عذاب ... که می کشن تو رو بین دو نهر آب ... سر تن تو چی اومده بمونه ... نیزشو بی مروت کجا زده بمونه ... چطور اومد تو مقتل خنجر کشید بمونه ... سر تو رو حسین جان چطور برید بمونه ....