شدم اسیر غصه و غم
حسین سیب سرخیپسندیدن8
بازدید3K
شدم اسیر غصه و غم نشستهام بر خاک ماتم اکبر یه بار دیگه منو نگاه کن تو یه بار دیگه منو صدا کن تو که زندگیم رو به زواله اکبر ببین چه قامت پدر خم شد دو دیدهی پدر بلندتر شد پس از تو زندگی محاله ای وای علی علی علی علی اکبر ... چگونه رو بر خیمه آرم به کی بگم اکبر ندارم اکبر چه کرده با تن تو اهریمن نزن تو دست و پا کنار من پدر دل از زمونه کنده اکبر جدا شده تمام اعضایت نکش روی زمین تو پاهایت عدو داره به من میخنده ای وای علی علی علی علی اکبر ... حریم یارم دل پریده دلم برایش بیشکیبه ارباب ربوده هم خرمن از روشه به دل بود هوای شش گوشه نظر نما به آه سردی عباس خدا میدونه که دلتنگم همیشه مست این یه آهنگم بنازمت که خیلی مردی ای وای علی علی علی علی اکبر ...