شب عشق بود و شب شور بود
سیدمهدی میردامادپسندیدن2
بازدید3.4K
شب عشق بود و شب شور بود صفارایی ظلمت و نور بود شب سوز و اشك و مناجات بود شب فضل و فخر و مباهات بود شب سوختن دور شمع وصال به دریای اتش زدن بال بال شب در ره دوست فانی شدن شب تا ابد جاودانی شدن به یك خیمه جمع بنی هاشمند همه بهر ایثار جان عازمند به یك خیمه انصار گردیده جمع همه سوخته بی صدا مثل شمع همه در مناجات و راز و نیار همه سیر معراجشان در نماز حبیب است و حال نماز شبش نیفتاده نام حسین از لبش سلام خدا بر زهیر ابن قین كه محو نماز است و مات حسین جوانیست شوق عروجش به شب خدایا مسیح است این یا وهب شده مسلم اوسجه گرم سیر همانند جون و بریر و زهیر ============== بار معبودا تنم جانم سرم تقدیم تو پای تا سر زخم های پیكرم تقدیم تو ناز سنگ و ناز تیر و نیزه ها را میخرم زخم پیشانی و خون حنجرم تقدیم تو دوست دارم داغ روی داغ بر قلبم نهی قاسم و عباس و اون و جعفرم تقدیم تو كودك شش ماه خود را گرفتم روی دست خون حلقوم علی اصغرم تقدیم تو راضی هستم تا به میدان اربا اربایش كنند جسم صد چاك علی اكبرم تقدیم تو خدا كند همه زخم ها به تن بخورد خدا كند كه كسی زخم بر جگر نزند