شب شهادته غریب کاظمین
محمدحسین حدادیانپسندیدن19
بازدید4K
شب شهادته غریب کاظمین داره میاد بازم بوی حسین کبوترای حرمش، گریونن باز زائرای حرمش، میخونن یه قطره آب بدید، به پسر امام رضا میگه حسین حسین، با لب تشنه ای خدا مصیبتش شده، شبیه داغ کربلا غریب آقام آقام 4 *** با آل فاطمه چرا همه بَدن جواب ناله هاش ای وای کنیزا کف زدن کسی ندیده عطشع، لبهاشو رو خاک حجره میکشه، پاهاشو جوون ترین امام، دلشو دست غم سپرد از عمر و زندگی، خدا میدونه خیر نبرد شبیه مادره، ولی دیگه کتک نخورد غریب آقام آقام 4 *** داره میسوزه و میخنده همسرش سه روز روی زمین اینجا میمونه پیکرش رو خاکِ و تشنه لبه رفت از حال گریز روضش میخوره به ته گودال کبوترا شدن، سایه بون رو پیکرش ولی دیگه نرفت، به روی نیزه ها سرش خدا رو شکر ندید، بره اسیری خواهرش غریب آقام 4 ***