شب شد و نیست مرا مونس و یار
سایر ذاکرینپسندیدن1
بازدید1.1K
شب شد و نیست مرا مونس و یار تکیه دادم دل شب بر دیوار *** شمعم و شعلۀ من آه من است غم دلدار به همراه من است *** کیست من را دل شب راه دهد؟ نامهام بر طرف شاه دهد *** خواهشی میکنم ای اهل ریا گرچه در کیش شما نیست وفا *** بدنم را به سر دار برید سر من را سر بازار برید *** همگی بر بدنم تیر زنید بر تنم نیزه و شمشیر زنید *** هرچه خواهید مرا سنگ زنید لیک یک سنگ به زینب نزنید