شب ، شب عاشوراست ...
محمدحسین پویانفرپسندیدن33
بازدید8.3K
شب ، شب عاشوراست ... کرب و بلا غوغاست ... در خیمه های کربلا ناله ی یا زهراست ... پریشانم پریشانم پریشانِ نگاه تو ... بمیرم ، بی کسی آقا ، خودم هستم سپاه تو... برادر جان ببین هستم اسیر اشک و آه تو... رسد فردا شوم زائر میان قتلگاه تو ... من از تو دل نمی کنم ... می لرزد از غصه تنم ... بوسه به رگ هایت حسین ... به جای مادر می زنم ... واویلتا واویلتا واویلا... شب ، شب عاشوراست ... کرب و بلا غوغاست ... در خیمه های کربلا ناله ی یا زهراست ... برادر جان عزیزِ جان ببین احوال زینب را ... شدم دلواپس مویت ... ببین این جان بر لب را ... اگر فردا رسد بوسه ام تنِ در زیر مرکب را ... ببوسم بین آن مقتل گلوی نامرتب را ... ای بی کس کرب و بلا مهجت قلب مصطفی ... از چه به تو ای جان من گویند ذبیح بالقفا ... واویلتا واویلتا واویلا... شب ، شب عاشوراست ... کرب و بلا غوغاست ... در خیمه های کربلا ناله ی یا زهراست ... ندارم طاقت این که ببینم بی کفن هستی... بدون سر به روی خاک ،بدون پیراهن هستی ... هزار و نه صد و پنجاه گل لاله به تن هستی ... به زیر پا کنار جسم فرزند حسن هستی ... از بین مقتل می برد انگشترت را ساربان ... رأس تو دست به دست شود میان خولی و سنان ... واویلتا واویلتا واویلا...