نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

شب رسید و وقت زاری بی کسم ای چشم تر من باز هم کاری نکردم بهر فردا در سحر من از همه در رانده هستم راندهای درمانده هستم همرهان در منزل اما ماندهام در رهگذر، من هر گنه کردم نهانی بودی و دیدی و دانی من نه دیدم نه شنیدم ای دریغا، کور و کر من ماه لطف و مهربانی دوست کرده میهمانی تا به کی در پرسه باشم در به در من در به در من
هنوز نظری ثبت نشده