شب بود میرفتند پیکر را بشویند
حاج محمود کریمیپسندیدن22
بازدید6K
شب بود؛ میرفتند پیکر را بشویند آئینهی اللهاکبر را بشویند از آسمان آمد کمک؛ تنها نمیشد تا پیکر ساقی کوثر را بشویند باور نمیکردند آیا این علی بود؟ یعنی چگونه روح باور را بشویند بر مغتسل خوابیده بود، آرام و مظلوم تا بچّهها زخم مکرر را بشویند پیشانیاش دارد عجب زخم عمیقی باید کمی آرامتر سر را بشویند زخم فدک، داغ مدینه، تازه شد؛ وای! انگار میرفتند مادر را بشویند منبع:سایت فطرس