شب آخر بمان دور و بر من
حاج منصور ارضیپسندیدن31
بازدید4.7K
شبِ آخر بمان دور و بر من بمان در قاب چشمانِ تر من نگاهم خیره شد بر حنجر تو نگاهت خیره شد بر معجر من ندارم چارهای جز آه و زاری مرا دِق میدهد این بیقراری نگو این آخر عمری عزیزم مرا دست غریبه میسپاری گرفتی ذکر استرجاع بر لب وصیت میکنی حالا به زینب مگر فردا چه میآید سر تو سراغ پیرهن میگیری امشب خبرهایی رسیده وای زینب که قد من خمیده وای زینب من و دستان بسته وای عباس تو و رأس بریده وای زینب ***