شبیه خیمهی تو در جهان عمارت نیست
سیدرضا نریمانیپسندیدن11
بازدید300+
شبیهِ خیمهی تو در جهان عمارت نیست سحر به خانهی تو در زدن، مرارت نیست لباس سلطنت ما لباس نوکری است اگر غلام نباشیم، جز حقارت نیست میان هیئتتان دائمالوضو شدهایم کسی که گریهکنَت مانده بیطهارت نیست پدربزرگ مرا، سفرهات بزرگش کرد تنور خانهی او، بیتو پر حرارت نیست رفیق کار خودت را گره نزن به کسی بهجز امام زمان، هیچکس کنارت نیست گذشت ماه محرم، گذشت کن از من بخر مرا و ضرر کن، در آن خسارت نیست دلم گرفته برای اذان شهر نجف مرا فدای علی کن، اگر جسارت نیست دوباره تشنه شدم تشنهی ضریح حسین که غیر بوسه به خاک حرم بشارت نیست خرابی دل ما را خودت درستش کن مگو که قسمت ما، اربعین زیارت نیست هلال کوفه رسیده به شام، وای از شام کجاست عمهتان، شأن او اسارت نیست سنان و شمر، دوتایی خجالتش دادند که رقصِ سر روی نیزه بهجز شرارت نیست برو سنان! طلبت را گرفتهای ز حسین میان قافله چیزی برای غارت نیست