شبگرد و کوچه گردم در زیر نور مهتاب
حسین سیب سرخیپسندیدن6
بازدید3.6K
شبگرد و کوچه گردم در زیر نور مهتاب جانم در آتش غم چشمم به راه ارباب در کوچههای سنگی در این شب جدایی دارم نوا که برگرد، دارم دعا نیایی (آرامشم در آتشم خود را ز شرمت میکشم)۴ پنهان زِ چشمت مرد و زن میگویند از غم تو ای وای من رسیده وقت محرم تو شکر خدا کز آتش خاکستر حسینم آری کبوتر دل نامه بر حسین است (خونین وشم در آتشم خود را ز شرمت میکشم)۴ (ارباب من حسینه ارباب من حسینه)۴ عمرم فدای چشمت آری غم تو عشق است اینگونه سَر فشاندن در مقدم تو عشق است دارالعماره را با آهم خراب کردم در تشنه کامی خویش یاد رباب کردم (پَر میکِشم در آتشم خود را ز شرمت میکُشم)۴ ای بادهای صحرا ای آبهای دریا اشک مرا رسانید تا باغبان گلها اینجا که شورهزار است پائیز بی بهار است ای دل به راه زینب کوفه در انتظار است (ای خواهشم در آتشم خود را ز شرمت میکشم)۴